اثر پروانه ای

به تازگی مقاله ای در مورد پدیده ای به نام "اثر پروانه ای" خواندم. منطق "تئوری chaos" نوسان کوچک آغازینی است که می تواند نوسانات و تغییرات عمده ای در رفتار سیستم به وجود آورد. این اصطلاح به ایده اثر پروانه ای بر می گردد که بال زدن یک پروانه در اتمسفر کالیفرنیا می تواند مجنر به گردباد در کانزاس شود. اگر پروانه پر نزند، منحنی سیستم تغییرات زیادی پیدا می کند.
احتمالا از خود می پرسید که این اثر چه ارتباطی با پشتیبانی از مشتری دارد؟ مساله را باز می کنیم. تحقیقات در مورد مشتریان نشان می دهد که مهمترین دلیلی که باعث می شود آنها کسب و کاری را رها کنند و هرگز بازنگردند، رفتار یک کارمند است. خواه، این رفتار بی ادبانه و خواه از روی بی تفاوتی باشد، ما در را بسته یا تلفن را قطع کرده و می گوییم: "من هرگز به اینجا برنمی گردم."
حال باید دید چه عاملی باعث می شود یک کارمند از روی بی تفاوتی با مشتری برخورد کند؟ باید به عقب برگردیم و تصمیم خود برای استخدام این کارمند را مورد بررسی مجدد قرار دهیم، شاید او کارمند از نوعی که مورد نیاز ما بوده، نباشد. آموزشی که به کارمند خود داده ایم موثر و یا نوع آن متناسب با شغل وی نبوده است. اما، من عقیده دارم که مهمترین دلیل این است که مدیر آن کارمند با وی از روی بی تفاوتی برخورد کرده است. ممکن است این دلیل مطلق نباشد اما اکثر ما اثری را که بر اطرافیان خود داریم نادیده می گیریم. توجه نمی کنیم که پروانه می تواند گردبادی از ارائه سرویس نامناسب به مشتری را باعث شود.
بنابراین، چگونه می توانیم مطمئن شویم که اثر پروانه ای مثبت و نه منفی باشد؟ به موارد زیر توجه کنید:
۱) چگونه وضعیت روحی شما کلمات شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟ آبا اتفاقی در زندگی شخصی شما و یا در جلسه ای که داشتید رخ داده که رفتار شما با کارمندانتان را تحت تاثیر قرار داده است؟ زمانی را به خاطر داشته باشید که پس از یک جلسه نه چندان خوشایند در مورد بودجه و مسائل مالی، کارمندی به در اتاق شما می زند! واکنش شما چگونه خواهد بود؟ البته، هرکسی ممکن است روز بدی داشته باشد اما مهم آن است که نگذاریم این روز بد بر رفتار ما با دیگران، بخصوص کسانی که برای ما کار می کنند، اثر بدی بگذارد.
۲) تا به حال چندبار این جمله را در مورد رئیس خود به کار برده ایم "امروز اصلا روز خوبی برای صحبت با بیل نیست، به نظر می آید روز بدی داشته است." ؟ این جمله در چشم بهم زدنی در محیط پخش می شود. برای بسیاری از افراد این اظهارنظر بار منفی و برای بسیاری سکوت و بی تفاوتی به همراه دارد. کارمندان به در اتاق می زنند و جویای احوال مدیر خود می شوند. به عنوان مثال، وقتی مدیری بیش از حد سکوت می کند، نگرانی کارمندان بیشتر می شود.
۳) به خاطر داشته باشید که کسی شما را می بیند و اگر مدیر هستید، تعداد کسانی که شما را نظاره می کنند افزایش می یابد. صحبت های شما با مشتریان و نحوه برخورد با آنها و حتی نظر شما درباره آنها پس از اینکه مشتریان دفتر یا مغازه را ترک می کنند، همه از مواردی است که کارمندان از روی آنها الگوبرداری می کنند. مدل خوبی برای پشتیبانی از مشتری رسم کنید تا کارمندان شما نیز چنان کنند.
۴) روزی یک کار خوب و شایسته برای کسی انجام دهید. اشارات کوتاه اما پسندیده باعث خلق وضعیت های نیکو می شود. تغییر حالت فرد باعث می شود اثری که بر دیگران می گذارد خارق العاده باشد و آنها نسبت به خود نیز احساس خوبی پیدا کنند. به انتظار مشاهده عملکرد سه ماهه یک کارمند نباشید تا از وی قدردانی کنید. به کارهای مثبت آنها بلادرنگ اشاره کنید و همه را تشویق به انجام صحیح مسئولیت خود نمایید. بسیاری اشارات کوچک گردبادهای مثبتی را شامل می شوند.
گمان می کنم به فکر فرو رفتید. این جملات تازه نبودند اما سعی کنید به عنوان یک مدیر به برخوردهای خود دوباره توجه کنید. کارمندان شما به اختلاف شما و مشتریان پی برده و مشتریان نیز تفاوت میان کارمندان تان را می فهمند. 


كلمات كلیدی : مطلب علمی ، مقاله ، پیام مدیر ، اثر پروانه ای ،

عشق و ازدواج

می توانی از هر زن و شوهری، از هر عاشق و معشوقی بپرسی، انها هر دو احساس می کنند فریب خورده‌اند، هر یک دیگری را بر طبق خیالات خود تصویر کشیده بود و ان بیچاره هیچ وظیفه ای ندارد که وجودش را بر طبق انتظارات تو بر کرسی بنشاند و تو طرف را فریب داده‌ای هر دو امیدوار بودند که عشق را از طرف مقابل دریافت کنند و هر دو تهی بودند، عشق چطور می تواند اتفاق بیفتد. نهایتا هر دو می توانند با هم بدبخت شوند کوری عصا کش کور دگر پیش از اینکه هنوز وصلتی صورت نگرفته بود و تنها بودید عادت داشتید بدبخت باشید؛ حالا می توانید در کنار یکدیگر بدبخت باشید و یادت باشد وقتی دو نفر با هم بدبخت باشند این یک عمل جمع ساده نیست، یک عمل ضرب است. با شروع زندگی مشترک شما می توانید یاس و نامیدی خود را بر گردن دیگری بیندازید، با چنین زن شلخته، پرحرف، بد اخلاق و تنگ نظری چه می توان کرد؟ با چنین شوهر قزمیت و کنسی چه باید کرد؟
افراد نا بالغی که به دام عشق می افتند ازادی یکدیگر را نابود می‌کنند، زندان درست می کنند و از انجا که آزادی بالاتر از عشق است اگر عشق باعث از بین رفتن آزادی شود باید عشق را کنار گذاشت
کار نود و نه درصد از ازدواج ها با خاتمه ماه عسل تمام است ولی آن موقع دیگر دم به تله داده‌‌ای هیچ راه فراری نداری . در حقیقت اجتماع به جای مانع تراشی بر سر راه طلاق باید تا حد امکان موانعی بر سر راه ازدواج قرار دهد اجتماع نباید اجازه دهد افراد به سادگی با هم ازدواج کنند اما الان قضیه بر عکس شده است کسی نمی گوید آیا آمادگی این کار را دارید یا این فقط یک هوس زود گذر است فقط به این خاطر که از بینی آن زن خوشت آمده است چه حماقتی؟ آدم که نمی تواند فقط با یک بینی ازدواج کند دو روز که بگذرد بینی فراموش می شود کی به بینی زنش نگاه می کند زن هیچ وقت زیبا به نظر نمی‌اید وقتی به هم انس و الفت گرفتید زیبایی پر می کشد و پی کارش می رود لذا قبل از آشنایی کامل حتی اگر خودشان بخواهند نباید به آنها اجازه داد که ازدواج کنند آنوقت است که طلاق از روی زمین محو می شود. .. ادم نباید با کسی که در خواب و خیال های عاشقانه قصری با شکوه بر روی ابرها برای خود ساخته است ازدواج کند باید صبر کرد عشق و عاشقی از سرش بیفتد .
حال و هوای شاعرانه وقتی بدرد می خورد که تو شاعر باشی و کسی تا به حال نشنیده که شاعر جماعت همسر خوبی باشد. فرد باید به اندازه کافی به بلوغ برسد. بلوغ به منزله آنست که فرد دیگر یک احمق دلباخته نیست. مسوولیت زندگی را می فهمد. او انتظار ندارد فقط با باغی پر از گلهای رز روبرو شود امید واهی ندارد او خوب می داند که واقعیت جدی و خشن است. بسیار زمخت و ناهموار است در گلزار زندگی گلهای سرخ با آن گلبرگهای نرم و لطیف نیز یافت می شوند ولی تک و توک. گل هست ولی بیشتر از گل خار هم هست. . عشق رویایی همان چیزی است که مردم به آن می گویند عشق نوجوانی. آدم نباید روی چنین عشقی حساب کند نباید آن را غذای روح حساب کند. می توان گفت مثل بستنی می ماند. خوردن بستنی خوب است اما نباید به آن به عنوان غذا تکیه کرد. زندگی باید واقعگرایانه باشد یعنی خالی از استعارات و تشبیهات شعری. وقتی انسانها در رویا زندگی می کنند واقعیت دیر یا زود آن را نابود می کند. به زعم من در اکثر موارد اصلا عشقی در کار نیست. تو درباره خودت دچار سوء تفاهم شده‌ای. چیز دیگری آنجا بوده است و تو هیجانات جنسی را با عشق اشتباه گرفته بودی در این صورت این هیجان زودگذر به زودی فروکش خواهد کرد زیرا به محض اینکه با او همبستر شدی این کشش از بین خواهد رفت. جذابیت جنسی فقط رفیق شفیق ناشناخته است همینکه مزه همبستری با او را چشیدی کشش جنسی از بین خواهد رفت.
بنابر این هیچگاه عشق را با کشش جنسی اشتباه نگیر. عشق شور و هیجان نیست. عشق عاطفه نیست.
عشق به صرف معرفی و صحبت دور آ دور به دست نمی‌اید در حقیقت وقتی با کسی از دور آشنا می شوی تو عاشق او نشده‌ای بلکه عاشق تصویری هستی که از او در ذهن خود خلق کرده‌ای و این تصویر با واقعیت بسیار تفاوت دارد. در حقیقت به همین خاطر است که اکثر ازدواج ها به زندگی های ملامت آور تبدیل شده اند. چون هیچ یک از دو طرف واقع بین نبوده‌اند و فقط در خیالات با او زندگی می کردند اما زندگی با واقع سر و کار دارد نه خیال. بنابراین می توانی با زندگی در خیالات نوید یک زندگی پر از نکبت را به خود بدهی.
برای برخی از انسانها ازدواج حتی از خریدن یک کالا، پست تر است. در خرید کالایی به نام یک عمر، انسان هیچ گاه نباید آن را با عشق سبک و سنگین کند. آنهم عشقی که در اصالت آن باید شک کرد و بیشتر آنرا باید شور و هیجان جنسی نام نهاد. قضیه فقط خرید یک تابلوی نقاشی نیست که آنرا روی دیوار بگذاری و هر ماه غبار روی آن را با پارچه‌ای تمیز کنی. بنابراین در انتخاب همسر باید بسیار عاقلانه با موضوع برخورد کرد.

عشق و احترام مرا پذیرا باشید.
برگرفته از کتاب بلوغ اشو



كلمات كلیدی : مقاله ، مطلب علمی ، عشق ، ازدواج ، بلوغ اشو ،