آشکار

هیچ كس نمی تواند چیزی را بر شما آشكار سازد، مگر آنچه كه از پیش در طلیعه ی ناخودآگاه معرفت تان قرار داشته است.
جبران خلیل جبران


كلمات كلیدی : سخن روز ، جبران خلیل جبران ،

اندوه جوانی

غم و اندوه، دستی از جنس حریر و عصایی قوی دارد كه دل‌ها را می‌گیرد و به وسیله‌ی تنهایی، آن‌ها را به درد وامی‌دارد. لذا تنهایی، هم‌پیمان اندوه است، همان‌طوری كه با هر حركت، روحی مأنوس است. نفس آن جوانی كه در برابر تنهایی و تأثیرات غم و اندوه واقع شده، شبیه گل زنبق سفیدی است كه تازه از غلاف خویش بیرون آمده است و در برابر نسیم می‌لرزد و دل خود را در برابر اشعه‌ی فجر می‌گشاید و با فرا رسیدن غروب، برگ‌های خود را می‌بندد. اگر جوان هیچ سرگرمی نداشته باشد كه فكرش را مشغول سازد و هیچ دوستی نداشته باشد كه در آرزوها با او شریك شود، زندگی در چشم او همچون زندانی تنگ خواهد بود؛ زندانی كه در اطرافش جز تارهای عنكبوت نمی‌بیند و از گوشه و كنار آن جز صدای خزیدن حشرات چیزی نمی‌شنود.
جبران خلیل جبران
برگرفته از كتاب:
جبران خلیل، جبران؛ بال‌های شكسته؛ برگردان محمدابراهیم كاوری؛ چاپ ششم؛ تهران: انتشارات نیك‌فرجام 1387.



كلمات كلیدی : قطعات ادبی ، جبران خلیل جبران ، اندوه جوانی ،

دروازه های ابدیت

 به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند .
جبران خلیل جبران


كلمات كلیدی : سخن روز ، جبران خلیل جبران ،

نیکی

نیکی در انسان باید آزادانه جریان و تسرِی یابد .
جبران خلیل جبران 


كلمات كلیدی : سخن روز ، جبران خلیل جبران ،

شگفتی های دل

اگر می توانستید شگفتی های دل تان را در برابر معجزه های هر روزه زندگی ماندگار سازید، دردهای خویش را از شادی های تان کمتر شگفت انگیز نمی یافتید، و اگر فصل های دلتان را پذیرا شوید بدانگونه که فصل های کشتزارهای تان را پذیرا هستید، آنگاه زمستان های اندو ه خویش را با خوش دلی به نظاره می نشستید .
جبران خلیل جبران 


كلمات كلیدی : سخن روز ، جبران خلیل جبران ،

رستگاری

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .
جبران خلیل جبران


كلمات كلیدی : سخن روز ، جبران خلیل جبران ،