«جان وودن»، یکی از موفقترین مربیان بسکتبال دانشگاه UCLA امریکا بوده است، و تیم او طی دوازده سال، برندهی ده مدال قهرمانی شده است.
«وودن» موفقیت خود را مدیون یک نصیحت فیلسوفانه میداند که در زمان کودکی از پدرش شنیده است، و آن این است که: «از هر روز خود یک شاهکار بساز!»
به همین دلیل برخلاف مربیان دیگر که تیم خود را برای موفقیتهای آینده تعلیم میدادند، وودن، آنها را برای همین امروز آماده میکرد و تمرین روزانهی آنها در زمین دانشگاه هر روز به همان اهمیت مسابقهی نهایی تلقی میشد.
او میگفت، چرا امروزی را که در آن هستیم به یک روز پر افتخار تبدیل نکنیم؟ و به همین جهت هیچ دلیلی نداشت که امروز هم به سختی همان روز مسابقهی نهایی بازی نکنند.
او میگفت: «هر ورزشکاری وقتی که شبها به رختخواب میرود، باید فکر کند که امروز، یکی از بهترین روزهایم بود!»
«وودن» موفقیت خود را مدیون یک نصیحت فیلسوفانه میداند که در زمان کودکی از پدرش شنیده است، و آن این است که: «از هر روز خود یک شاهکار بساز!»
به همین دلیل برخلاف مربیان دیگر که تیم خود را برای موفقیتهای آینده تعلیم میدادند، وودن، آنها را برای همین امروز آماده میکرد و تمرین روزانهی آنها در زمین دانشگاه هر روز به همان اهمیت مسابقهی نهایی تلقی میشد.
او میگفت، چرا امروزی را که در آن هستیم به یک روز پر افتخار تبدیل نکنیم؟ و به همین جهت هیچ دلیلی نداشت که امروز هم به سختی همان روز مسابقهی نهایی بازی نکنند.
او میگفت: «هر ورزشکاری وقتی که شبها به رختخواب میرود، باید فکر کند که امروز، یکی از بهترین روزهایم بود!»
كلمات كلیدی : حکایت ، امروز ،






