تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - مطالب متفرقه
سال نو مبارک

به پایان رسیدن سال 1389 را به تمام خوانندگان عزیز و گرامی تبریک می گویم...
از 21 آبان سال 1386 در خدمت شما دوستان بودم این وبلاگ سرآغاز پیدا کردن دوستان بسیاری برایم بود دوستانی که تک تک راهنماییهایشان برایم چراغ راهی بود در این مسیر، و این دوره زمانی به عنوان یکی از بهترین دوران عمر من در این دنیای مجازی بود.
در کنار این وبلاگ وبلاگهای دیگری را راه اندازی کردم، وبلاگهایی نظیر وبلاگ دانش که به زبان انگلیسی بود، وبلاگ ایمنی که با همکاری دوتن از دوستانم راه افتاد که متاسفانه به علت پاره ای از مشکلات ادامه نیافت...
این وبلاگ در حدود 100 روز اول خود توانست رنک 3 گوگل را کسب کند، که این امر ممکن نمی شد بجز کمک شما دوستان و خوانندگان عزیز. در این مدت این وبلاگ دوسری فیلترینگ و چندین بار حذف از سرویس میهن بلاگ را از سر گذراند...
گوید برای هر چیزی زمانی است، زمانی برای بریدن و زمانی برای دوختن؛ زمانی برای ساختن و زمانی برای خراب کردن...
فکر می کنم زمان تمام کردن این وبلاگ هم رسیده است...
پس
به پایان آمد این دفتر؛ حکایت همچنان باقیست...

محمدرضا ناظم بکائی




هرگز جا نزن... ( به مناسب تولد یکی از دوستان)

در 30 سالگی کارش را از دست داد
در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
در 34 سالگی مجددا ور شکست شد
در 35 سالگی که رسید,عشق دوران کودکی اش را از دست داد
در36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد
در 48,46,44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد
به55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود
در 58 سالگی مجددا سناتور نشد
در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد

نام او آبراهام لینکلن بود



كلمات كلیدی : متفرقه ، خورده فرمایشات ، جا زدن ، فندق ،

موزه و آتش سوزی

جواب سوالی که یکی از دوستان پرسیده بود...
سوال: اگر در موزه آتش سوزی شود، کدام اثر را نجات خواهم داد؟
جواب:  آن را که به در خروجی نزدیکتر است!

كلمات كلیدی : موزه ، آتش سوزی ، سوال ،

قالی‌ جهان‌

هر هزار سال‌ یك‌ بار فرشته‌ها قالی‌ جهان‌ را در هفت‌ آسمان‌ می‌تكانند، تا گرد و خاك‌ هزار ساله‌اش‌ بریزد و هر بار با خود می‌گویند:
"این‌ نیست‌ قالی‌ای‌ كه‌ قرار بود انسان‌ ببافد، این‌ فرش‌ فاجعه‌ است ."
با زمینه‌ سرخ‌ خون‌ و حاشیه‌های‌ كبود معصیت، با طرح‌های‌ گناه‌ و نقش‌ برجسته‌های‌ ستم،
فرشته‌ها گریه‌ می‌كنند و قالی‌ آدم‌ را می‌تكانند و دوباره‌ با اندوه‌ بر زمین‌ پهنش‌ می‌كنند.
رنگ‌ در رنگ، گره‌ در گره، نقش‌ در نقش، قالی‌ بزرگی‌ است‌ زندگی،‌
كه‌ تو می‌بافی‌ و من‌ می‌بافم‌، همه‌ بافنده‌ایم، می‌بافیم‌ و نقش‌ می‌زنیم، می‌بافیم‌ و رج‌ به‌ رج‌ بالا می‌بریم، می‌بافیم‌ و می‌گسترانیم.
دار این‌ جهان‌ را خدا برپا كرد، و خدا بود كه‌ فرمود: "ببافید"، و آدم‌ نخستین‌ گره‌ را بر پود قالی زندگی‌ زد.
و هر كه‌ آمد، گره‌ای‌ تازه‌ زد و رنگی‌ ریخت‌ و طرحی‌ بافت و چنین‌ شد كه‌ قالی‌ آدمی‌ رنگ‌ رنگ‌ شد، آمیزه‌ای‌ از زیبایی و نازیبایی، سایه‌ روشنی‌ از گناه‌ و صواب.
گره‌ تو هم تا ابد بر این‌ قالی‌ خواهد ماند، طرح‌ و نقشت‌ نیز، و هزاران سال‌ بعد، آدمیان‌ بر فرشی‌ خواهند زیست‌ كه‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ را تو بافته‌ای.
كاش‌ گوشه‌ای‌ را كه‌ سهم‌ توست، زیباتر ببافی ...


كلمات كلیدی : قالی ، فرشته ، جهان ،

توضیح اتفاق 31 فروردین

امروز امکانی را در میهن بلاگ کشف کردم که فکر کنم به تازگی به سیستم اضافه شده...
امکان «عدم انتشار موقت بلاگ» که وبلاگ را به کما می بره، به گونه ای که آدرس بلاگ وجود داره ولی به بلاگ دسترسی نیست، و پیغام می دهد که بلاگ در دسترس نمی باشد...
امکان بسیار خوبیست برای افرادی که می خواهند بلاگشان یه مدت خارج از دسترس شود یا از زیر تیغ فیلترنیگ در بروند یا آدرسی را رزور کنند تا در آینده ازش استفاده نمایند...
پ.ن:هنوز جواب درست و حسابیی به من داده نشده که این اتفاق چرا افتاد، و چرا بلاگ من از لینک بلاگ های میهن یلاگ حذف شده!!!!(و چند سوال دیگر البته...)

فعلا...




بازگشت دوباره...

سلام...
دوستان؛ دیروز ساعت 12:35 وبلاگم کامل پاک شده بود... احتمالا از سرورهای میهن بلاگ بوده... امروز وبلاگم برگشت... همین اتفاق ساده باعث شد که 6 پله در گوگل نزول کنم...
از فردا دوباره روال سابق بلاگ شروع می شود...
با تشکر از صبرتان...





مبارک باد این روز وهمه روز

یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به  کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال وهمه سال
مبارک بادت این روز وهمه روز