آداب مصاحبه شغلی

بـعد از ارسال رزومه تان، برای مصاحبه دعوت شده اید. این اولـیــن قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هـویتـــتان را اعـلام می کند، اما رفتار های شما، چه خوب چه بد،میتواند تاکیدی بر آنها باشد. حال نوبت آن است که مهارت هایتان را نشان دهید

آداب
آداب چیزی بیـش از مجـمـوعـه ای از رفــتار های مناسب و خـوب نـیـست. در واقـــع زبانی است که توسط آن احترام و تـوجه خــود را بدیگران بیان میکنیم. در این مقاله، "دیگران" مـنـظور مــصاحبه کننده ها هستند، که در حالت معمول نه کمـتر و نه بیشتر از افراد دیگر در زندگی شما تاثیر دارند، تا زمانی که نوبت مصاحبه خود شما نیز برسد و آنوقت نظر آنها از همه کس مهمتر خواهد شد.
بنابراین، روز مصاحبه شما روزی نیست که بخواهید نا مرتب باشید و با بی احترامی و بی توجهی رفتار کنید. این اتیکت ها را رعایت کنید و موفق خواهید شد.

سر وقت بیاید
مثل تمام افراد دیگر که سر کار هستند، مصاحبه گر شما نیز مشغول طی کردن ساعاتی از وقت خود سر کار است. نشان دهید که زمان آنها نیز برای شما ارزشمند است. از این گذشته، مگر آنها نیز به شما احترام نگذاشته اند که وقتشان را در اختیارتان قرار داده اند و به شما فرصتی داده اند که خودتان را نشان دهید؟
اگر دیر برسید، دیگران تصور خواهند کرد که فردی خودخواه، بی نظم و گستاخ هستید. پس زمانتان را تنظیم کرده و سعی کنید به موقع برسید و اگر نه تاخیرتان باعث دردسر خواهد شد.

لباس مناسب بپوشید
لباس شما برای رفتن به یک مصاحبه شغلی می بایست با محیط آن کار هماهنگ باشد. اما برای حفظ احترام باید یک درجه بالاتر از محیط معمولی آنجا لباس بپوشید. دلیلش این است که اگر لباس نا مناسب بپوشید، چه بالاتر چه پائین تر از حالت نرمال، اختلال ایجاد می شود. زمانی که توجه باید روی شما و مهارتهایتان متمرکز شود، لباسهایتان نباید اختلالی ایجاد کرده و حواس را پرت کند.
این مثال را در نظر بگیرید: اگر همه افراد در آن محیط کار جین و تی شرت می پوشند، شما یک پیراهن آستین بلند رسمی بپوشید. و اگر آنها پیراهن های رسمی تن می کنند، شما کت و شلوار پوشیده و حتی کراوات هم بزنید

به طریقه دست دادن خود دقت کنید
دست دادن عملی متقابل است که برای برقراری ارتباط انجام می شود. در یک مصاحبه، این عمل متقابل بین دو فرد غریبه صورت می گیرد، که می تواند یکی از اصول اولیه اتیکت مصاحبه به حساب آید. اگر محکم دست طرفتان را یک یا دو بار بفشارید و بعد رها کنید، نشانه ی خوشرویی و ملایمت شماست که می تواند به سرعت احساسی از امنیت بین دو فرد ایجاد کند.
از طرف دیگر، اگر شل و ول و بی روح دست بدهید، ممکن است باعث ناراحتی طرفتان شود. و حتی قبل از اینکه آنها فرصت آشنایی با شما را داشته باشند، احساس بدی به آنها منتقل خواهید کرد. آسوده خاطر کردن اطرافیانتان هدفی مهم در هر آداب معاشرت است. در این مورد فکر کنید. آیا واقعاً می خواهید در مصاحبه گرتان ایجاد ناراحتی کنید؟




ویژگی‌های گفتگوی موثر

منظور طرف مقابل را با جملات خود بیان كنید
با بیان منظور طرف مقابل در جملات كوتاه تر, به وضوح نشان می دهید كه به سخنان طرف مقابل گوش كرده و تلاش كرده اید آن افكار و ایده ها را بفهمید. موضوع بسیار جالب این است كه وقتی گوش كردن فعال را انتخاب می كنید, دیگران شما را فردی جذاب محسوب می كنند، مایلند كنار شما باشند و در حضور شما, احساس شادی و آرامش می كنند. پس از پایان صحبت طرف مقابل, لبخند زده و بگویید اجازه دهید ببینم درست حرف شما را فهمیده ام, شما می گویید...

گوش كردن اعتماد می آفریند
علت آنكه گوش كردن چنین ابزار نیرومندی در تسلط بر هنر گفتگو است این است كه این كار اعتماد آفرین است. هر چه بیشتر به سخنان دیگری گوش كنید, او بیشتر به شما اعتماد خواهد كرد. گوش كردن همچنین باعث بوجود آمدن احساس خود ارزشمندی است. هنگامیكه با دقت به سخنان طرف مقابل گوش می كنید, احساس خود ارزشمندی در او افزایش خواهد یافت.

گوش كردن انضباط می آفریند
نكته مهم اینكه با گوش سپردن به حرف های طرف مقابل, انضباط شخصی در او ایجاد خواهد شد. چون مغز شما می تواند پانصد تا ششصد كلمه را در هر دقیقه پردازش كند در حالیكه انسان تنها 150 لغت در دقیقه می تواند بیان كند. شما هنگام گوش كردن به صحبت های طرف مقابل باید تلاش خیلی زیادی صرف متمركز باقی ماندن كنید. اگر ذهن خود را متمركز نگه ندارید, هنگام گوش كردن, به صدها چیز فكر خواهید كرد. هر چه برای تمركز تلاش بیشتری كنید، انضباط فردی شما بیشتر خواهد شد. به عبارت دیگر با آموختن خوب گوش كردن, عملا شخصیت خود را رشد خواهید داد.

برای انجام این ایده ها دو نكته ذكر می شود:

  • فواید به تاخیر انداختن پاسخ
نخست اینكه با این كار, اگر طرف مقابل خواست نفسی تازه كند شما صحبت او را قطع نمی كنید. دوم اینكه به طرف مقابل نشان می دهید به سخنان او دقت می كنید و قصد ندارید در اولین فرصتی كه بدست آوردید میان صحبت او بپرید. فایده سوم این است كه بهتر می توانید به او گوش دهید. در این حالت سخنان او را بهتر درك خواهید كرد. با سكوت سه تا پنج ثانیه ای قبل از پاسخ دادن خود را فردی مسلط به مهارت گفتگو نشان خواهید داد.

  • پرسش هایی را مطرح كنید
راه دیگر استادی در مهارت گفتگو, پرسیدن سوال به هدف شفافیت بیشتر است.
هرگز فرض نكنید دقیقامی‌دانید نفر مقابل چه می گوید یا قصد گفتن چه چیزی را دارد. در عوض بپرسید:
« منظور شما دقیقا چیست؟»
برای كنترل گفتگو این سوال قدرتمندترین سوال است. پاسخ ندادن به این پرسش تقریبا غیر ممكن است. طرف مقابل حتما خیلی مفصل تر منظور خود را توضیح خواهد داد. سپس می‌توانید با پرسش‌هایی دیگر روند گفتگو را تسهیل كرده و تداوم بخشید.

تهیه و تدوین: گروه موفقیت سایت خانه




مکالمه تلفنی

د‌رست است که این روزها ایمیل و پیام‌های فوری از طریق Messenger د‌ر ارتبـاطات اد‌اری خیلی باب شد‌ه است، امـا هنوز هم تلفن نقش بسیـار مـهمی د‌ر حیطـه کـاری ایفا می‌کند‌.
مکالمات تلفنی نیز د‌قیقاً مثل جلسات کاری رو د‌ر رو، بـایـد‌ از یکسری قوانیـن و اتـیکت‌هـا پیروی کنند‌ تا تجربه‌ای شیرین و سازند‌ه برای هر د‌و طرف بر جای بگذارد‌. چشـم پـوشی از رفتارها پشت تلفن کـار سـاد‌ه‌ای است. برخورد‌ها و مــلاقات‌های ناگهانی یا پیام ابلاغ ایمیل جد‌ید‌ که یکباره روی صـفحه نمـایش کـامپیـوتر ظـاهر مـی‌شـود‌، می‌تواند‌ باعث پرت شد‌ن حواس شود‌. اما باید‌ یاد‌تان باشـد‌ کـه مکالمـات تـلفنی هم به اند‌ازه مکالمات رو د‌ر رو اهمیت د‌ارند‌. اگر شغلتان جوری است که ایجاب می‌کند‌ بیشتر روز با تلفن صحبت کنید‌، یاد‌تان باشد‌ که معمولاً چند‌ ساعت طول می‌کشد‌ تا تارهای صوتی حنجره انسان بعد‌ از چند‌ ساعت خواب شب، خوب گرم شود‌. ۸ ساعت خواب د‌ر شب باعث می‌شود‌ تارهای صوتی زنگ بزند‌! از اینرو بعد‌ از بید‌ار شد‌ن موقع حاضر شد‌ن برای رفتن به سر کار، جلوی آینه د‌ستشویی کمی با صد‌ایتان بازی کنید‌ و حرف بزنید‌. یا موقع د‌وش گرفتن کمی د‌ر حمام آواز بخوانید‌. تمرین تنفس عمیق هم شکم و گلویتان را برای یک روز تمام حرف زد‌ن آماد‌ه می‌کند‌. اگر با ماشین خود‌تان به محل کار می‌روید‌، می‌توانید‌ د‌ر مسیر با آهنگی که از ضبط صوت پخش می‌شود‌ هم همخوانی کنید‌.





آنچه نسل جدید مدیران باید بدانند

یکی از اصول مهمی که رهبران و مدیران نسل جدید باید به آن باور داشته باشند این اصل است که: «موفقیت من و افرادم ارتباط مستقیمی با مهارت در انجام کارهای بدیهی و مشخص دنیوی دارد، نه با ایده‌ها و متدهای خارق‌العاده.»
یکی از مدیران عامل محبوب من در طول تمام دوران لافلی (Lafley) است که اخیرا پس از یک دهه، رهبری بنگاه P&G را واگذار کرد. چیزهای زیادی در مورد لافلی وجود دارد که من تحسین می‌کنم. فروتنی و توانایی او در گوش دادن به سخنان طرف مقابلش برخلاف برخی‌ها که صرفا تظاهر به این کار می‌کنند، مرا در اولین دیدارم با او در سال2000 تحت‌تاثیر قرار داد و وقتی دوباره سال گذشته با او صحبت کردم متوجه شدم با وجود تعریف و تمجیدهای زیادی که از وی به عمل آمده، هیچ تغییری نکرده است.
چیزی که من بیشتر از همه در مورد لافلی تحسین می‌کنم این است که او در مقایسه با بیشتر مدیران عامل دیگر اصلا وانمود نمی‌کند که به تازگی راه‌حل جدیدی برای مدیریت افراد کشف کرده است یا اینکه موفقیت‌های او از متد‌های رمزآلود و پیچیده ناشی شده است. او با جدیت تمام، وقت زیادی صرف کرده است تا یک حقیقت ساده مانند «حق با مشتری است» را به مردم یادآوری کند. او همیشه مدیران خود را ترغیب می‌کرد تا روی ‌نقطه‌نظرات مشتریانشان متمرکز شوند و از عکس‌العمل‌های آنها هنگامی که با محصولات P&G در بازار خرده فروشی مواجه می‌شوند یا از نظرات آنها بعد از استفاده از محصول آگاهی داشته باشند. لافلی بعد از پذیرش مدیریت عاملی P&G در سال 2000 با اصرار و پافشاری روی این نوع موضوعات ساده و قدیمی توانست این بنگاه را از وضعیت اسفناکی که با آن مواجه بود خارج سازد. اصول و قواعدی که او وضع کرد به علاوه افرادی که زیردستش پرورش یافتند، هنوز هم P&G را قادر می‌سازد تا یک شرکت بزرگ و موفق باشد.
همه نسل‌های مدیریتی در ابتدای کار برای تجدید نظر در روش‌های مدیریتی سروصداهای زیادی به راه می‌اندازند و ادعا می‌کنند متدهای قدیمی در مدیریت باید کنار گذاشته شوند، اما در واقع ایده‌های کاربردی در زمینه مدیریت خیلی پیچیده نیستند و بیشتر آنهایی که به نام ایده‌های تازه شناسانده شده‌اند در اصل همان ایده‌های قدیمی هستند که فقط شکل ظاهری و رنگ و لعاب آنها عوض شده است. من در این زمینه مطالعات زیادی انجام داده‌ام و دریافته‌ام دلیل عمده‌ای که همه نسل‌ها خیال می‌کنند راه‌حل‌های آنها تازه و کاربردی‌تر است این است که آنها خیال می‌کنند چالش‌هایی که با آن درگیرند کاملا متفاوت و جدید است.
مدیران نسل جدید نمی‌توانند خودشان را قانع کنند که مدیران قبلی نیز با مشکلات مشابهی مواجه بوده‌اند و آنها هم با راه‌حل‌هایی مشابه با این مدیران با مشکلات موردنظر مقابله کرده‌اند. این نوع نگاه برخی مدیران به مسائل مدیریتی همانند نگاه نوجوانانی است که برای اولین بار به مسائل جنسی پی می‌برند و نمی‌توانند تصور کنند که والدین آنها نیز عینا با این مساله مواجه بوده‌اند. برخی از مدیران نیز دچار این سوءتفاهم هستند که آنها با مشکلات و مسائلی در حال دست و پنجه نرم کردن هستند که پیش از آن اصلا وجود نداشته است و تئوریسین‌های مدیریتی هم تلاش زیادی نمی‌کنند تا آنها را از این اشتباه درآورند.
چند سال پیش زمانی که من و دوستم در حال نوشتن کتابی درباره مدیریت بودیم، من با یکی از مشهورترین تئوریسین‌های سازمانی نامه‌نگاری کردم تا از او بخواهم چند مورد از ایده‌های واقعا کارساز و کاربردی در شرایط حاد را برایمان معرفی کند.
پاسخ او این بود «بیشتر ادعاها دال بر داشتن ابتکار عمل بالا شاهدی بر جهالت و بی‌خبری ادعا‌کننده است و هر چه بیشتر فردی مدعی شود که توانایی انجام کارهای خارق‌العاده را دارد به همان میزان به مغرور بودن خودش گواهی داده است.» من خیلی سریع آن را تبدیل به یکی از قوانین ساتن با این مضمون کردم: «اگر تصور کنید که یک ایده تازه و نو دارید در اشتباه هستید، زیرا شاید در حال حاضر فرد دیگری همان ایده را مطرح کرده باشد. این ایده من هم نو نیست، بلکه آن را از شخص دیگری به سرقت برده‌ام.»
من آن دسته از مدیرانی را که این روزها در محیط‌های متفاوتی در حال کار هستند انکار نمی‌کنم، زیرا به عنوان مثال انقلاب کامپیوتری و طبیعت جهانی کسب‌وکار، تغییر شکل زیادی در سازمان‌ها ایجاد کرده است، اما چارچوب‌های بنیادی لازم برای اعمال مدیریت خوب خیلی کمتر از ادعاهای افراد تغییر کرده است.
در طول مدتی که مشغول نوشتن کتاب «رئیس خوب، رئیس بد» بودم، موقعیت این را داشتم که مطالعات انجام شده در این زمینه را در همه دهه‌های بین سال‌های 1940 تا 2000 با هم مقایسه کنم و متوجه شدم که عقیده آنها شباهت زیادی با عقیده ما دارد. حتی تحقیقات انجام شده توسط مردم شناسان برای دوران قبل از صنعتی شدن هم نشانگر آن است که مدیران خوب افرادی بسیار کاردان، خیرخواه و مردمدار هستند و مدیرانی که در هر کدام از این زمینه‌ها کوتاهی کنند افراد زیر دست خود را در خطر خواهند انداخت و در موقعیت بسیار سختی برای به دست آوردن یا حفظ جایگاه مدیریتی خود قرار خواهند گرفت.
تحقیقات من روی محیط‌های کاری مدرن نیز مرا به سوی این نتیجه‌گیری رهنمون كرد که بهترین مدیران کسانی هستند که می‌توانند بین بالا بردن کارآیی مجموعه شان و حفظ شان و جایگاه افراد زیر مجموعه خود و همچنین رفاه آنان تعادل کامل برقرار کنند. به عبارت دقیق‌تر، به نظر می‌رسد عواملی که شایستگی یک مدیر را تضمین می‌کند با گذشت هزاران سال تغییر زیادی نکرده است.
متاسفانه، این طور به نظر می‌آید که حرف زدن و توضیح دادن در مورد این فرمول خیلی آسان‌تر از کاربردی کردن آن است، اما بی‌تردید، اگرچه ممکن است برخی ایده‌های مدیریتی امتحان پس داده به نظر ما قدیمی، ساده، بدیهی و بیهوده و گاهی اوقات از مد افتاده به نظر بیایند، اما آنها بهترین تکیه‌گاه شما برای رییس خوب شدن هستند.

نویسنده: رابرت ساتن
مترجم: عاطفه کردگاری ـ دنیای اقتصاد
منبع: Harvard Business Review





زبان بدن در مصاحبه کاری

زمان مصاحبه است و قلبتان چنان میتپد که میخواهد از سینه خارج شود، دانه های عرق روی پیشانیتان نشسته و افکارتان مغشوش است.
اما، این تنها یک مصاحبه کاری است نه یک بازجویی خصومت آمیز. هرچند شکی نیست که گاهی مصاحبه برای کار میتواند بسیار اعصاب خرد کن باشد، اما نباید فراموش کرد که بسیاری از جویندگان کار، زمان قابل توجهی را به نگران شدن و تمرین درباره آنچه باید در مصاحبه بگویند اختصاص میدهند، و سپس زبان بدن آنان تمام این زحمات را به باد میدهد.
یک ضرب المثل قدیمی میگوید :"مشکل از آنچه میگویی نیست، بلکه در شیوه بیان کردن آن است." و این واقعیتی است که حتی وقتی چیزی نمیگویید هم صادق است. شما باید بدانید که چگونه حرفه ای بودن خود را از طریق کلام و رفتار نشان دهید.
از آنجایی که سرنخهای موجود در رفتار و زبان بدن شما، حاوی پاسخهایی مهم و مختصر بوده و هنگامی که در حالت نگران و اضطراب هستید و نمیتوانید شوق و تمایل خود را ابراز کنید، زبان بدن میتواند بیانگر احساسات شما باشد، به ارایه راهنمایی در این زمینه میپردازیم:




BODY LANGUAGE 2

اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردن شان نیز بشناسیم، اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران را به ارمغان می آورد. در دنیای درون امروز و با توجه به نکته فوق الذکر می توانید از روی هر یک از حالات زیر افکار افراد مختلف را بخوانید و بشناسید:
اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردن شان نیز بشناسیم، اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران را به ارمغان می آورد. در دنیای درون امروز و با توجه به نکته فوق الذکر می توانید از روی هر یک از حالات زیر افکار افراد مختلف را بخوانید و بشناسید:




هفت نکته ای که دراولین روز ورود یک کارمند تازه وارد باید انجام داد

حتی کمی صحبت کردن در اولین روز حضور در شغل جدید می تواند کمی غریب باشد. زمانی که تازه وارد پا را از در به داخل می گذارد، این تنها محیط نیست که کاملاً تغییر کرده است، چون در کنار آن اسامی جدیدی وجود دارند که باید آموخته شوند، حتی موقعیت اشیا و مکانها نیز تغییر کرده اند. همچنین فشار مداومی مبنی اینکه برخورد اول خوبی داشته باشد نیز بر او وارد می آید. اینها همه قبل از اینکه کارمند کار جدیدش را شروع کند، اتفاق می افتند. اما با چند قدم ساده می توان این انتقال را راحت و تسهیل کرد. در اینجا لیستی شامل هفت مورد از مواردی که شما به عنوان مدیر باید در مورد کارمند جدید اجرا کنید تا  موجب رونق کسب و کارتان شود، ذکر می گردد. این پیشنهاد را پی گیری کنید و مطمئن باشید با اجرای این روش، چه برای شروع به کار کارمند جدید و چه برای پایه ریزی و فراهم نمودن مسیر شغلی درست، موفق خواهید بود.




دنبالك ها : منبع ،