زندان

مایكل به جلو نگاه كرد و مرد سیاهپوش را دید كهبه او زل زده بود . یاد دوستش جیمی افتاد كه همیشه در مورد این مرد سیاه پوش می گفت :
او یك زندان بان مخصوصه كه تا خودت قبول نكنی ، حكم زندان رو برات نمی خونه!
مایكل نگاهی به هم بندش انداخت كه با اشتیاق به او نگاه می كرد،و بعد یاد همكارشاستوارت افتاد كه او را قبلا در این مورد نصیحت كرده بود:
مایكل فریب خنده های این گونه هم بند ها را نخور ... اونها شاید ابتدا بهتلبخند بزنند و محیط رو برات تبدیل به بهشت كنند ... اما خیلی زود بلایی سرت میارندكه از ترس آنها هم كه شده از این زندان فرار می كنی...
مایكل نگاهی به اطرافش كرد ، در میان مدعوین،خیلی ها مانند او طعم این زندان راچشیده بودند،اما حالا برای او كف می زدند!
و بعد ناگهان یاد حرف مادر بزرگش افتادكه همیشه میگفت : خیلی ها میگن با این كار وارد زندان میشی ... اما باور كن اینزندان ، از بهشت هم قشنگ تره!
با تداعی حرف مادربزرگ،مایكل همه ی حرف ها را فراموشو رو به مرد سیاهپوش كرد و دست هم بند سفید پوشش را گرفت و با صدای بلند گفت : بله ...
مهمانان جشن عروسی برای عروس و داماد كف مرتب زدند !


كلمات كلیدی : داستان ، طنز ، زندان ،

همراهی دیگران

امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش .
 اُرد بزرگ 


كلمات كلیدی : سخن روز ، اُرد بزرگ ،

لباس

هنگامی که در چین سلسله « کینگ » بر سر کار بود، روزی یکی از رؤسای دادگاه از خیاطی خواست تا برایش لباس رسمی قضاوت بدوزد. خیاط به حضور آمد و پرسید: «قربان اول از همه به من بگویید که چه نوع رئیس دادگاهی هستید؟ آیا تازه به این مقام رسیده اید، یا دارید پست و مقام جدیدی می گیرید، و یا خیلی وقت است که رئیس دادگاه شده اید؟»
مرد صاحب مقام که گیج شده بود پرسید: « این سوالات چه ربطی به دوختن یک لباس تازه دارد؟» خیاط جواب داد: «خیلی ربط دارد. اگر تازه رئیس دادگاه شده اید، مجبورید که تمام مدت راست و صاف در دادگاه بایستید. در این صورت، شما به لباسی نیاز دارید که طول جلو و عقب آن یکسان باشد. برای مقاماتی که پست جدید می گیرند، باید جلوی لباس بلندتر از پشت آن باشد، چون این افراد آن قدر مغرور و پرافاده اند که سرشان را بالا و سینه شان را جلو می دهند.
اما برای مقامات قدیمی، لباس فرق نمی کند. از آنجا که بیشتر وقتها بالا دستی هایشان به آنها سرکوفت می زنند و آنها را سرزنش و نکوهش می کنند، و آنان همیشه مجبورند که با حالتی پکر و گرفته خم شوند، به لباسی احتیاج دارند که جلوی کوتاه و پشتی بلندتر داشته باشد. به همین جهت اگر من ندانم که شما جزو کدام یک از این سه گروه هستید، چگونه می توانم لباسی مناسب برای شما بدوزم.» 


كلمات كلیدی : حکایت ، لباس ، قضاوت ،

رستگاری

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .
جبران خلیل جبران


كلمات كلیدی : سخن روز ، جبران خلیل جبران ،

درخت جوانی

دانایی به رمز داستانی می‌گفت: در هندوستان درختی است كه هر كس از میوه‌اش بخورد پیر نمی شود و نمی‌میرد. پادشاه این سخن را شنید و عاشق آن میوه شد, یكی از كاردانان دربار را به هندوستان فرستاد تا آن میوه را پیدا كند و بیاورد. آن فرستاده سال‌ها در هند جستجو كرد. شهر و جزیره‌ای نماند كه نرود. از مردم نشانیِ آن درخت را می‌پرسید, مسخره‌اش می‌كردند. می‌گفتند: دیوانه است. او را بازی می‌گرفتند بعضی می‌گفتند: تو آدم دانایی هستی در این جست و جو رازی پنهان است. به او نشانی غلط می‌دادند. از هر كسی چیزی می‌شنید. شاه برای او مال و پول می‌فرستاد و او سال‌ها جست و جو كرد. پس از سختی‌های بسیار, ناامید به ایران برگشت, در راه می‌گریست و ناامید می‌رفت, تا در شهری به شیخ دانایی رسید. پیش شیخ رفت و گریه كرد و كمك خواست. شیخ پرسید: دنبال چه می‌گردی؟ چرا ناامید شده‌ای؟
فرستادة شاه گفت: شاهنشاه مرا انتخاب كرد تا درخت كم‌یابی را پیدا كنم كه میوة آن آب حیات است و جاودانگی می‌بخشد. سال‌ها جُستم و نیافتم. جز تمسخر و طنز مردم چیزی حاصل نشد. شیخ خندید و گفت: ای مرد پاك دل! آن درخت, درخت علم است در دل انسان. درخت بلند و عجیب و گستردة دانش, آب حیات و جاودانگی است. تو اشتباه رفته‌ای، زیرا به دنبال صورت هستی نه معنی, آن معنای بزرگ (علم) نام‌های بسیار دارد. گاه نامش درخت است و گاه آفتاب, گاه دریا و گاه ابر, علم صدها هزار آثار و نشان دارد. كمترین اثر آن عمر جاوادنه است.
علم و معرفت یك چیز است. یك فرد است. با نام‌ها و نشانه‌های بسیار. مانند پدرِ تو, كه نام‌های زیاد دارد: برای تو پدر است, برای پدرش, پسر است, برای یكی دشمن است, برای یكی دوست است, صدها, اثر و نام دارد ولی یك شخص است. هر كه به نام و اثر نظر داشته باشد, مثل تو ناامید می‌ماند, و همیشه در جدایی و پراكندگی خاطر و تفرقه است. تو نام درخت را گرفته‌ای نه راز درخت را. نام را رها كن به كیفیت و معنی و صفات بنگر, تا به ذات حقیقت برسی, همة اختلاف‌ها و نزاع‌ها از نام آغاز می‌شود. در دریای معنی آرامش و اتحاد است.



كلمات كلیدی : حکایت ، درخت جوانی ،

انضباط فردی

انضباط فردی عبارت است از : توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد ، چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم .
آلبرت هوبارد


كلمات كلیدی : سخن روز ، آلبرت هوبارد ،

خواب و شخصیت

این ایده که موقعیت بدن حین خواب و شخصیت به هم ربط دارند، چیز تازه‌ای نیست. روانکاوان از دیرباز در پی اثبات چنین چیزی بودند و چنین ارتباطی به خوبی با تئوری رؤیای فروید سازگار است.
فروید باور داشت که وقتی به خواب می‌رویم، ما با ناخودآگاه خود که حاوی امیال ناخوشایند و ناخواسته‌مان است، تنها می‌مانیم، امیال و خواسته‌هایی که نمی‌خواهیم به صورت ارادی به آنها فکر کنیم. کارکرد رؤیا این است که امیال را به صورت نمادین و قابل قبول‌تری به ما عرضه کند.
فروید عقیده داشت که رؤیاها در حکم «مسیر شاهانه‌ای به سوی ناخودآگاه» هستند. بر اساس تئوری فروید، شخصیت ما تا حد زیادی انعکاس، چگونگی مدیریت و دفاع ما علیه امیال ناخواسته‌مان است
فروید در حین بعضی از جلسات روانکاوی، از بیمارانش می‌خواست که در برابر او راحت باشند و به آرامی در موقعیتی که راحت هستند و معمولا در هنگام خواب به خود می‌گیرند، در بستر دراز بکشند و بعد از روی نحوه آرام گرفتن بیمارانش، به عنوان یکی از شاخص‌های ارزیابی شخصیت استفاده می‌کرد
یکی از اشخاصی که کتابی در این زمینه تألیف کرده است، دکتر ساموئل دانکل است، او که یک روانپزشک مقیم نیویورک است، کتابی با عنوان «موقعیت‌های خواب: زبان شبانه بدن» نوشته است. در این کتاب او نوشته است که موقعیتی که در شب به بدنمان هنگام خواب می‌دهیم، بازتابی از کارها و چالش‌های روزانه‌مان است
البته چیزهایی که تا اینجا برایتان نوشتم، زاویه دیدی روانشناسان را نشان می‌دهد، اگر از پزشکان دیگر مثلا از یک جراح مغز و اعصاب در مورد موقعیت خواب بپرسید، به احتمال زیاد چیزی که به شما خواهد گفت این است: بهترین موقعیت خواب، خوابیدن به پشت است. در این حالت سرتان باید کمی بالاتر از بدنتان قرار بگیرد و زاویه‌ای ۱۰ تا ۳۰ درجه‌ای با بدنتان داشته باشد. در این وضعیت بیشترین مقدار خون به مغزتان می‌رسد و تنفس بهتری خواهید داشت. بهتر است پاها هم کمی بالاتر از تنه قرار بگیرند.
از دید پزشکان، خوابیدن روی شکم اصلا خوب نیست، چون اعضای داخلی را تحت فشار قرار می‌دهد و ثابت شده است که کسانی که عادت دارند دمر بخوابند، بیشتر از دیگران دچار درد گردن و کمر می‌شوند.
اما «کریس ایدزیکوفسکی» که مدیر سرویس ارزیابی و مشاوره خواب است، اخیرا با بررسی شکل خواب یک هزار نفر، شش وضعیت شایع‌تر خواب را با اشکال شخصیتی مختلف مرتبط کرده است.
شکل جنینی: ۴۱ درصد افراد، در هنگام خوب، شکل جنینی به خود می‌گیرند. زن‌ها دو برابر مردها، دوست دارند که در این وضعیت به خواب بروند. این اشخاص برون‌گرا و در عین حال حساس هستند. ممکن است خجالتی باشند، اما زود صمیمی و خودمانی می‌شوند

افرادی که به پهلو می‌خوابند، در حالی که دست‌ها و پاهایشان کشیده است. این افراد غالبا اجتماعی هستند، آنها آسان‌گیر هستند و زود اعتماد می‌کنند و حتی در مواردی ساده‌لوح هستند. ۱۵ درصد افراد در چنین وضعیتی می‌خوابند
این افراد هم به پهلو می خوابند، ولی عادت دارند دستهایشان را در هنگام خواب در جلوی بدنشان بگیرند. ۱۳ درصد افراد در هنگام خوب این شکل را به خود می‌گیرند. این افراد، غالبا روشنفکر و در عین حال بدگمان و مشکوک هستند. آنها وقتی تصمیمی بگیرند، در پی گرفتن آن، ثابت‌قدم هستند
افرادی که به پشت می‌خوابند و اصطلاحا وضعیت سرباز به خود می‌گیرند. ۸ درصد افراد دوست دارند، در این وضعیت به خواب بروند. این افراد غالبا آرام و خوددار هستند و از هیاهو پرهیز می‌کنند و دوست دارند خود و دیگران را به استانداردهای بالاتری برسانند. البته آنها در عین حال، احتمال دارد که در هنگام خواب خر و پف کنند.

افرادی که دمر می‌خوابند و دستشان را زیر بالش می‌گیرند یا بالش را بغل می‌کنند. ۷ درصد افراد در هنگام خوابع دمر می خوابند. آنها عجول و بی‌پروا هستند و از انتقادهایی که در مورد آنها می‌شود، استقبال نمی‌کنند.

موقعیت ستاره دریایی، افرادی که به پشت می خوابند، دستهایشان را بالا می‌گیرند و نزدیک سر و بالش می‌برند. ۵ درصد افراد این موقعیت را دوست دارند. این افراد شنونده‌های خوبی هستند و یاری‌رسان دیگران هستند، آنها دوست ندارند که در مرکز توجه دیگران قرار بگیرند. آنها بیشتر از دیگران، احتمال دارند که خر و پف کنند و بیشتر از بقیه دچار اختلال خواب می‌شوند

تنها، ۵ درصد افراد در شب‌های مختلف، موقعیت خواب متفاوت اختیار می‌کنند و بقیه در همه شب‌ها، یکسان می‌خوابند
تنها ۱۰ درصد افراد، در هنگام خواب، همه بدن را با پتو می‌پوشانند و سایر مردم، عضوی از بدن مثلا یک دست، یک پا یا هر دو پا را بیرون پتو می‌گذارند.


كلمات كلیدی : روانشناسی ، خواب ، شخصیت ،