تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - مطالب خرداد 1389
مرد ارزشها

به جای این كه سعی كنید مرد موفقیت باشید، سعی كنید مرد ارزشها باشید.
آلبرت انیشتین




روانشناسان

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.
در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است که البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از کج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.
وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حکم صادر کنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.در ادامه این پست درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهیم.




یاران

دلا یاران سه قسمند ار بدانی
زبانیّند و نانیّند و جانی
به نانی، نان بده از در برانش
محبّت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگهدار
به راهش جان بده تا میتوانی




زندگی

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد
بودا




امید

صدای ناله های دوستش را به وضوح می شنید. هر ضربه ای كه با تبر به تنه ی ضخیمش می زدند، بیشتر دلش ریش میشد. دیگر طاقت نداشت. دلش می خواست ریشه هایش را از خاك بیرون بكشد و فرار كند. سرنوشتش واضح و روشن لحظه به لحظه به او نزدیك می شد. تنه ی ضخیمش با صدای بلندی روی زمین افتاد و باقیمانده آن ارتفاع كوتاه و غم انگیزی داشت. مرد كارگر، شاخه های بریده را كه از تنه كوتاه درخت بیرون زده بود رنگ كرد تا هوس جوانه زدن نكنند و با اینكار آن موجود جاندار را برای همیشه خشك و بی جان كرد. بعد از تمام شدن كارش نگاهی به دوستش انداخت و گفت: "این قسمت را می ذاریم واسه سال بعد، ذخیره امسالمون پر شده.... " امید اندكی در دلش جوانه زد. 




4 روح

در یكی از شهرهای عالم با مرتاض جوانی آشنا شدم كه فن دزدیدن روح را بمن آموخت. او میگفت: روح را مردم بدرستی نمی شناسند و نمیدانند كه آنهم از هر حیث شبیه سایر اعضای بدن است. مثل دست، مثل پا و مثل گوش... و همانطور كه دست و پا را می توان ورزش داد و قوی كرد، روح را هم میشود با تمرین نیرو بخشید و...
از این مهمتر همانطور كه میتوان دست كسی را از بدنش جدا كرد، گرفتن روح او هم كار دشواری نیست. اما مردم، روح خود را بیشتر از هر چیز دوست دارند و آنرا چون گوهری گرانبها حفظ می كنند. بهمین دلیل است كه بدست آوردن روح مردم جز از راه دزدی میسر نیست و باز بهمین دلیل تا كسی می فهمد كه روحش را دزدیده اند، از شدت غصه دق می كند و میمیرد. بسیاری از ارواح را دستیاران خدا می ربایند اما آدمی زادگان هم میتوانند روح یكدیگر را بدزدند و... و بمن شیوه دزدیدن روح مردم را با چند دستور مختصر آموخت و منهم اندكی بعد بكار پرداختم و تا امروز كه دیگر توانائی بكار بردن آن صنعت را ندارم، چهار بار بدزدی روح رفتم.
نخستین بار یك شب سرد زمستان بود :




تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
  • مربوط به موضوع » شعر

نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...