تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - مطالب فروردین 1389
شناخت آدمیان

برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید.
ارد بزرگ



گفتن یک خبر ناگوار

مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سركشی اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید :
- جرج از خانه چه خبر؟
- خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد .
- سگ بیچاره پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟
- پرخوری قربان!
- پرخوری؟مگه چه غذایی به او دادید كه تا این اندازه دوست داشت؟
- گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.
- این همه گوشت اسب از كجا آوردید؟
- همه اسب های پدرتان مردند قربان!
- چه گفتی؟همه آنها مردند؟





بهای عشق

بهای عشق چیست بجز عشق ؟
ماری لولا




کفش ها

عاشق زل زدن به کفش های دیگرانم . خیلی لذت بخشه . از روی کفش می توونم شخصیتشون رو تشخیص بدم . چرت نیست .به خدا می شه ! فقط باید دقیق بشی. اوس مجید همیشه می گفت . می گفت : خوب نیگا کن . اگه کفشش خاکی بود و جنسش خوب بود یا مهندسهو وخ نداره یا کر و کثیفه و کفشش واسش مهم نیس . اگه کفشش تر و تمیز و برق انداخته بود یا دکتره و با کلاسه یا می خواد بره پیش نومزادش ! اگه کفشش گچی بود بی برو برگرد معلمه . اگه صندل پاش بود از این بچه سوسولاس . البت بستگی داره صندلش چه جنسی باشه ! اگه از این لا انگشتی پلاستیکی ها که تو امام حسین می فروشن بود که هیچ ولی اگه جای پاشنه ی پاش مارکی چیزی خارجی نوشته بود بدون که صندل درس حسابیه ! چرم هم که باشه که دیگه معلومه طرف چیه و کیه دیگه !
کفش خانومونه ام که جای خود داره . اگه جلوش باریک بود و پاشنه اش بلند بود و وقتی راه می رف جرق جرق نمی کرد یعنی کفشه ! ولی اگه راه می رف کفش جرق جرق می کرد و پاشنه اش اینگاره که توش خالیه مفتش گرونه ! واسه کتونی هم خیلی می گف ولی خوب یادم نمی یاد .





خسته

نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی.
هیلزهام




نبوغ

در دهکده ای کوچک مردی زندگی می کرد که به ابله بودن اشتهار داشت و ابله هم بود . تمام آبادی مسخره اش می کردند . ابلهی تمام عیار بود و مردم کلی با او تفریح می کردند.ولی او از بلاهت خود خسته شد . بنابر این از مرد عاقلی راه چاره را پرسید.
مرد عاقل گفت :مساله ای نیست ! ساده است ٬ وقتی کسی از کسی تعریف کرد تو انکار کن . اگر کسی ادعا می کند که " این آدم مقدس است "٬ فوری بگو " نه ! خوب می دانم که گناهکار است٬ " اگر کسی بگوید " این کتابی معتبر است "٬ فوری بگو " من خوانده و مطالعه کرده ام "٬ نگران نباش که آن را خوانده یا نخوانده ای٬ راحت بگو " مزخرف است !"٬ اگر کسی بگوید این نقاشی یک اثر هنری بزرگ است " راحت بگو " این هم شد هنر؟ چیزی نیست مگر کرباس و رنگ . یک بچه هم می تواند آن را بکشد". انتقاد کن٬ انکار کن٬ دلیل بخواه و پس از هفت روز به دیدنم بیا.
بعد از هفت روز٬ آبادی به این نتیجه رسید که این شخص نابغه است : " ما خبر از استعدادهای او نداشتیم و اینکه اودرهر موردی اینقدر نبوغ دارد . نقاشی را نشان او می دهی و او خطاها را به شما نشان می دهد. کتابهای معتبر را نشان او می دهی و او اشتباهات و خطا ها را گوشزد می کند . جه مغز نقاد شگرفی !چه تحلیل گر و نابغه ی بزرگی ! "
پس از هفت روز پیش مرد عاقل رفت و گفت :دیگر احتیاج به صلاح و مصلحت تو ندارم . تو آدم ابلهی هستی !
تمام آبادی به این آدم فرزانه معتقد بودند و همه می گفتند :" چون نابغه ی ما مدعی است این مرد آدمی است ابله٬ پس او باید ابله باشد.




اقیانوسی بی كران

شاید مانند كودكی باشیم كه در كنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می كند اما غافل ار آنیم كه دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی كران در مقابل دیدگانمان وجود دارد كه در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است .
نیوتن