زمستان
رنگ سپید برف
همچون پوششی ست ، به روی بیداری شهر ...
سرما و خوابِ خوشی ،
که کائنات را به فراموشی سپرده ،
و آنان را از زمان دور کرده است .
لمس یخ سرد رودخانه
باد سرد و سوزانی که پوستم را نوازش می کند ،
مرا به یاد بی رحمی روزگار می اندازد !
و سکوتش ؛
دلهره ی خاموشیِ پس از آن را به همراه دارد ...
انوار لطیف نور خورشید
آخرین توانش را به کار می گیرد
و بازتاب رنگ آفتابی آن ، بر روی دانه های می تابد .
تلفیقی از زرد و گلبهی
این اندک گرماییست
که این حضور سرد را
ترمیم می کند ...
شیوانا
تبلیغات






