تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - راز

خدایا! آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم؛ و آن گونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.

راز

تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-15:24

شارل اول استوارت پادشاه انگلستان، تخت و تاج و سر خود را از دست ‏داد به علت اینکه یک راز را برملا و آشکار ساخته بود. شارل تصمیم گرفته بود که رؤسای شورشیان را ولو اینکه در پارلمان هم باشند توقیف سازد، اما او بی‌احتیاطی کرد و این تصمیم خود را با زن زیبا و جذاب و فتان خویش ملکه «هانریت دوفرانس» درمیان گذاشت.
ملکه که از این خبر به وجد و شعف آمده بود، آن را به یکی از خانم‌هایی که ملازم خدمت وی بودند و به وی اعتماد داشت گفت و آن خانم از آن جهت که با دسته‌ی مخالفان مخفیانه ارتباط داشت فوراً خبر را به نحوی به اعضای پارلمانی که مورد تهدید توقیف بودند رسانید. نتیجه آن شد که وقتی شاه درصدد اجرای تصمیم نهایی خویش برآمد و خواست، اعضای پارلمان را توقیف کند، پرندگان از قفس پریده بودند و ملت سر به اغتشاش برداشته بود!

آندره موروآ


نوع مطلب : داستان و حکایت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.