تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - خوانشِ عشق

خدایا! آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم؛ و آن گونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.

خوانشِ عشق

تاریخ:پنجشنبه 5 اسفند 1389-10:14

عشق ورزیدن، بر زبان آورد‏ن آن است. عشق یعنی خواندن کتابِ دل ‏دیگری، تا آن را همان‌گونه که می‌ستانیم، هدیه کنیم. قلب، نقشه‌ی گنجی ‏است که می‌گسترانیم و با صدای بلند می‌خوانیم. هر کس مکتوبی است ‏که با زبانی بیگانه، تحریر شده ‏است. گاه آنچه که در چهره‌ای به نگارش ‏آمده، چیزی بیش از متون شعرای هفت‌گانه است، و من هنگامی که بر صورتی چشم می‌دوزم، سعی دارم تمام سطور حتا زیرنوشت‌هایش را بخوانم. همچنان که در مه و ابر می‌لغزم، در رخساره‌ها غرقه می‌گرد‏م تا ‏پنهانی‌ترین زوایا در نظرم به روشنی گراید. ما به کردار خود اشراف داریم. بچه‌ها همواره مشتاق‌اند تا داستان‌های کودکی خود را بشنوند. خوانش دیگری، ‏تسهیل تنفس او و به عبارتی، هستی بخشیدن به اوست. اما اگر ‏رغبتی به خواندن سیمای دیوانگان نیست، به دلیل ناکافی بودن بصیرت و ‏فهم برای ادراک آنهاست. آنها کتاب‌هایی ناگشوده‌اند. یک مادر، در چشمان فرزندش، همه چیز را می‌خواند، حتا قبل از اینکه او به سخن آید. ‏قرار گرفتن در تیررس نگاه یک نوزاد کافی است تا بدانیم که چگونه این ‏انسان کوچک از سیمای ما، ‏موفق به خواندن‌مان می‌شود. چون خواننده‌ای بزرگ و حرفه‌ای: سیمای مخاطب خود را می‌بلعد. انسان‌ها چون کتابی خوانده می‌شوند و روشنی‌مان می‌بخشند، همان‌گونه که صفحات کتابی ‏قدیمی و نادر، ما را مفتون خود می‌سازد. یک کتاب هنگامی که خوانده ‏می‌شود، موجودیت می‌یابد. واقعه‌ی پرشور میان دو نفرکه به هم ‏علاقمندند، خواندن یکی توسط دیگری است. به هنگام خواندنِ دلی، ‏دل دیگری نگاشته می‌شود و به طریق اسرارآمیزی به کمک زمان، گام به ‏گام از جملات سرشار و غنی می‌شود و جان می‌یابد. آنگاه دلِ شکسته در کام مرگ فرو می‌غلتد. تا آخرین دم، می‌توان متنِ کتاب را تغییر داد و تا وقتی دل می‌تپد، می‌توان به مفهومِ واقعی دست یازید. کردگار، نیکوترین خوانندگان است، زیرا او بخشاینده‌ی معنای واقعی کتابی است که خوانده ‏می‌شود. اما بیشترِ آنچه دیگران می‌خوانند، بدون تعمق و سطحی است و ‏در گفته‌ها اثری از ژرفنا نیست. شاید هر یک از ما، خانه‌ای پرپنجره است، که هر از گاه با شنیدن نام خود، یکی دو پنجره‌اش باز می‌شود. بسیار کم پیش می‌آید که وقتی کوبه را به صدا می‌آورند، همه‌ی پنجره‌ها با هم روشن شوند. با روشن شدن حقیقت، عشق آغاز می‌گردد.


‏کریستین بوبن


نوع مطلب : قطعات ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.