تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - رفیق

خدایا! آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم؛ و آن گونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.

رفیق

تاریخ:شنبه 23 بهمن 1389-09:45

در واقع، هیچ چیز هرگز نخواهد توانست جای همسفر از دست رفته را ‏بگیرد. ‌کسی نمی‌تواند یک رفیق قدیمی را بیافریند و از نو بسازد. هیچ چیز نخواهد توانست ارزش گنجینه‌ی آن همه خاطرات مشترک و آن همه ساعات پر خطری را که با هم گذراندیم و آن‌همه قهرها و آن‌همه آشتی‌ها و همچنین تپش‌های قلب‌مان را داشته باشد. چنین دوستی‌هایی را هرگز دوباره نمی‌توان ساخت. شِکوه و شکایت و زجر، بیهوده است. فقط می‌توانیم امیدوار باشیم که فوراً بتوانیم زیر سایه‌اش پناه بگیریم.
‏... مثل این است که ما ابتدا بارور می‌شویم و پس از آن‌که سال‌های متمادی کاشتیم، سال‌هایی هم می‌رسد که هر چه را ‏کاشته‌ایم، دست زمان از ریشه در می‌آورد و گلزارمان را خشک و بی‌ثمر می‌سازد. دوستان و هم‌پروازان، یکایک، سایه‌ی خود را از سر ما بر می‌گیرند و با ماتمی که در دل داریم، از آن به بعد، با ماتم افسوس فصل پیری وارد زندگی‌مان می‌شود.
‏این اخلاق عجیبی است که مرموز و دیگران به ما آموختند. عظمت یک حرفه شاید قبل از هر چیز، در یکی شدن روح‌هاست و این، یک شکوه حقیقی است: ‏شکوه مناسبات روابط انسانی.


برگرفته از کتاب:
آنتوان دوسنت اگزوپری ؛ باد، شن، ستاره‌ها؛ برگردان فتانه اسدی و لیلا حدادی؛ چاپ دوم؛ تهران: نشر دارینوش 1385.


نوع مطلب : قطعات ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.