تبلیغات
روانشناسی و عشق و داستان - شادمانی

خدایا! آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم؛ و آن گونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم.

شادمانی

تاریخ:شنبه 16 بهمن 1389-10:58

زندگی، زمانی آغاز می‌شود که شادمانی وارد وجود تو شود. اما برای ورود شادمانی باید باز و پذیرا باشی. به روی باد و باران و
خورشید و به روی هستی باز باشی. باز و پذیرا بودن، شهامت می‌خواهد، زیرا خطرآفرین است. زندگی کردن، خطرآفرین است
و مردن، بسیار راحت و آسوده. در حقیقت، هیچ جایی راحت‌تر از گور نیست - در گورستان هیچ مشکل و نگرانی وجود ندارد. تو
راحت و آسوده در آنجا می‌آرامی!
‏مردم، عاشق زندگی مرده، عاشق زندگی آرام و راحت هستند، ‏اما به بهای آن، شور و هیجان، ماجراجویی، ذوق و شوق را از کف
می‌دهند. ‏
یادت باشد که نخستین اولویت و مقدم‌ترین چیز برای انسان هوشمند، جست‌وجوی شادمانی است. آن‌گاه که شادمانی را بیابی و مزه‌ی آن را بِچِشی، دوباره متولد می‌شوی. زندگی راستین آغاز می‌شود و پی می‌بری زندگی برای چیست.


برگرفته از کتاب:
اشو؛ پرواز در تنهایی؛ برگردان مجید پزشکی؛ چاپ دوم؛ اصفهان: انتشارات هودین 1385.


نوع مطلب : قطعات ادبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.