روانشناسی و عشق و داستان

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکهای دوستان

لینکهای مفید

صفحات جانبی

صفحات ورودی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • کل بارگزاری :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • آمار كلی: free counters

مشخصات شما

رنکینگ وبلاگ

    http://psychlogy.mihanblog.com

آموزگار

یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد .

دقایقی از تو برای دیگران!‏

شیوانا گوشه‌ای از مدرسه نشسته و به کاری مشغول بود و در عین حال به صحبت چند نفر از شاگردانش گوش می‌داد. یکی از شاگردان ده دقیقه یک‌ریز در مورد شاگردی که غایب بود صحبت کرد و راجع به مسایل شخصی فرد غایب حدسیات و برداشت‌های متفاوتی بیان کرد. حتی چند دقیقه آخر وقتی حرف کم آورد در مورد خصوصیات شخصی و خانوادگی شاگرد غایب هم سخنانی گفت. وقتی کلام شاگرد غیبت‌کن تمام شد، شیوانا به سمت او برگشت و با لحنی کنجکاوانه از او پرسید: "بابت این ده دقیقه‌ای که از وقت ارزشمند خودت به آن شاگرد غایب دادی، چقدر از او گرفتی؟"‏
شاگرد غیبت‌کن با تعجب گفت: "هیچ چیز! راجع به کدام ده دقیقه من صحبت می‌کنید؟"‏
شیوانا تبسمی کرد و گفت: "هر دقیقه‌ای که به دیگران می‌پردازی در واقع یک دقیقه از خودت را از دست می‌دهی. تو ده دقیقه تمام از وقت ارزشمندی را که می‌توانستی در مورد خودت و مشکلات و نواقص و مسایل زندگی خودت فکر کنی، به آن شاگرد غایب پرداختی. این ده دقیقه دیگر به تو برنمی‌گردد که صرف خودت کنی. حال سوال من این است که برای این ده دقیقه‌ای که روزی در زندگی متوجه ارزش فوق‌العاده آن خواهی شد چقدر پول از شاگرد غایب گرفته‌ای؟ اگر هیچ نگرفتی و به رایگان وقت خودت و این دوستانت را هدر داده‌ای که وای بر شما که این‌قدر راحت زمان‌های ارزشمند جوانی خود را هدر می‌دهید. اگر هم پولی گرفته‌ای باید بین دوستانت تقسیم کنی، چون با ده دقیقه صحبت کردن، تک‌تک این افراد نیز ده دقیقه گرانقدر زندگیشان را با شنیدن مسایل شخصی دیگران هدر داده‌اند!"‏

حکمت گم شده

حکمت در میان دانش و دانشمان در میان انبوهی از اطلاعاتمان گم گشته اند

تی اس الیوت

عروسک

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد . شاه که در ایوان  کاخش مشغول به تماشا بود ، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند
عارف به حضور شاه شرفیاب شد . شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود
استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت : " بیا اینان دوستان تو هستند ، اوقاتت را با آنها سپری کن "
شاهزاده با تمسخر گفت : " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم ؟ ! "
عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد
سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد
او سومین عروسک را امتحان نمود . تکه نخ  در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت  ، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد  
استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده ، اینان همگی دوستانت هستند ، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته ، دومی هرسخنی را که از تو شنیده ، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی  دوستیست که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته  "
شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت :  " پس بهترین دوستم همین نوع  سومیست  و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود :
عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود  و آنرا به شاهزاده داد و گفت : " این دوستیست که باید بدنبالش بگردی "
شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود . با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد ، گفت : " استاد اینکه نشد ! "
عارف پیر پاسخ داد : " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم  تکه نخ از دهان عروسک خارج شد . شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند "
استاد رو به شاهزاده کرد و گفت : " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند ، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند  و کی ساکت بماند "

جهان دیگر

وجود این عالم صرفا این اطمینان را به انسان می دهد که جهان دیگری وجود دارد که کامل است.

همسر حرف گوش کن

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود میکرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت وبدبختی با خود شریک نموده بود
تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است . بنابراین در لحظات آخر ، همسرش را نزد خود خواند از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که  تمامی پولهایش را داخل صندوقی گذاشته و درکنار جسد وی  در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند . همسرش در حالی که  با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع مینگریست ، قسم خورد که به قولش وفا کند
در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده و مامورین گورستان میخواستند میخهای تابوت را بکوبند ،  زن فریادی  کشید و گفت : " صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم . " سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آنرا داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد
خواهر خانم که از شرح ماوقع خبردار بود با لحنی سرزنش آمیز به همسر متوفی گفت : " مگه عقل از سرت پریده ؟ این چه کاری بود که کردی ؟ آخه  شوهرت اون پولها رو چه جوری میتونه تو اون دنیا خرج کنه ؟ "
زن پاسخ داد : " من فردی با ایمان هستم و قولی را که به همسرم دادم هیچوقت فراموش نکرده ام . اما برای راحتی او ، تمامی پولها رو به حساب خودم واریز کردم و براش یه چک صادر کردم که بعده نقد کردنش ، بتونه خرجشون کنه "

گنجایش شادی

هر چه اندوه درون هستی مان را ژرف تر بخراشد گنجایش شادی بیشتری را خواهیم داشت.

دارو

سلام آقا! ببخشید میخواستم بپرسم این داروها واسه چه بیماری ایه؟
ـ مگه برای خودتون نیست خانم؟
زن از همین سؤال می ترسید؛ مانده بود چه جوابی بدهد! بگوید به شما ربطی ندارد؟! یا بگوید اینها را از لای آشغالهای همسایه مان برداشته ام؟

صفت خوبی

هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .
چینگ

خودت را باور داشته باش...

جایی در قلب هر انسان وجود دارد كه در آن افكار تبدیل به آرزو می شوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند، جایی كه در آن هر غیر ممكنی؛ ممكن می شود تنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم. چند چیز هست كه برای یك زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم ..اعتقادات..اهداف و آرزوها ..عشق ..خانواده و دوستان و از همه مهم تر اعتماد به نفس.

 
  • تعداد صفحات :156
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

سلام، به وبلاگ من خوش آمدید. امیدوارم که بتوانید از مطالب وبلاگ کمال استفاده را ببرید و از نظرات سودمندتان مرا بهره مند کنید.
------------------------------------------------------
این وبلاگ یک وبلاگ علمی- اسلامی- اجتماعی است و هرگونه برداشت و استفاده سیاسی از مطالب آن غیر مجاز و غیر اخلاقی می باشد.
مدیر وبلاگ : محمدرضا ناظم بکایی

ترجمه وبلاگ به

آخرین پست ها

جستجو در وبلاگ

جستجو در وب

موزیک

نظرسنجی

  • نظر شماکدام یک از مطالب وبلاگ بهتر است؟











نویسندگان

تبلیغات

Powered by